Sourch3RrY G!Rl
To be Changed
شب خواب دوستامو دیدم! دلم واسشون تنگ شده! پ.ن..۱. واسه کسی بمیر که واسه ت تب کنه دختر جان! از قشنگ ترين و بكر ترين جاده ها گذشتيم! تو قلب گيلان... ولي... بقيه ش رو نمينويسم! از افكاري كه اين جور مواقع تو ذهنم مياد عصباني ميشم! در ضمن ميترسم خودش بياد بخونه! پ.ن.كاش خدا همه رو ببره بهشت! همه رو... از خيلي چيزا به خاطرش گذشتم! اميدوارم لياقت بودن با من و آشا رو داشته باشه! پ.ن.۱. معذرت خواهي بلد نيست! توجيه ش هم اينه كه كارايي كه كرد عمدي نبوده! پ.ن.۴. بازم كوله پشتي خريدم! D&G ويلاهايي داشتن كه واقعا محشر بودن! نهار رو تو تنكابن مونديم! شب رو تو تنكابن مونديم... ميخوايم شام رو بيخ گوش دريا بخوريم... پ.ن. آرمان فسقلي ۵ ساله اومده به من ميگه :"منچ شاخي؟" (مدل دعوت كردن پسراي امروزي!) بعد از ظهر هم بعد بازي استقلال (۰-۱ باخت) رفتيم بازار دوباره! شب هم تو پارك لاله مونديم و شام رو كنار ساحل و در حال تماشاي اختتاميه ي المپيك خورديم! پ.ن. خدا نكنه تو يه مكان عمومي بلوتوثت رو روشن كني... كار هر روز سعيد و سامان و ايمان و آرمان و ابوالفضل درياست! من و مامان هم رفتيم بازار... شب قايق بازي و آيس پك خورون داشتيم(دارم اسمارتيز بالا ميارم!)... احتمالا بعد شام هم بريم ساحل واسه صرف هندونه!خيلي خوش ميگذره... پ.ن. آشا حال ميكنه! با آرمان و ايمان دوست شده! آرمان امروز آشا رو رو پاش گذاشته بود واسه ش شعر ميخوند! بعد از ظهر هم شهر بازي و بستني خوري... پ.ن.۱.دلم واسه ستايش و دوستام تنگ شده! نهار رو تو "ابشار" گرگان خورديم و شب رو همراه با تور تو "فريدون كنار" مونديم. پ.ن.۱. آشا اولین سفرشه که همراه ما میاد!
یه ذره تهران موندیم...



پ.ن.۲. عمو عليرضا تو ساري يه تصادف كوچيك داشتن!
پ.ن.۳. دنبال يه سوييشرت قرمز كلاه دار ميگردم! سراغ دارين؟

عمو عليرضا نيومده برگشتن! (حال اقدس خانم بد بود)
| Design By : Night Skin |

